بگذارید داستان را با اعدادی شروع کنیم که خواب را از چشمان مدیران سیلیکونولی پرانده است. درآمد سالانه شرکت آنتروپیک (Anthropic) به مرز خیرهکننده سی میلیارد دلار رسیده است. در همین حال درآمد سالانه رقیب نامآشنا و پر سر و صدای آنها یعنی اوپنایآی (OpenAI) روی عدد بیست و پنج میلیارد دلار ایستاده است. شرکتی که قرار بود تنها یک بازیکن کوچک و بیادعا با تمرکز بر ایمنی سیستمها باشد، اکنون توانسته است مشهورترین شرکت تکنولوژی جهان را به راحتی پشت سر بگذارد. این پیروزی یک اتفاق ساده نیست زیرا این موفقیت صرفاً با صرف هزینهای معادل یکچهارم هزینههای رقیب به دست آمده است. داریو آمودی (Dario Amodei) و تیمش در یک بازی استراتژیک و بیصدا برنده شدهاند.
جهش دیوانهوار؛ ثبت رکوردی بیسابقه در تاریخ کسبوکار
منحنی رشد این شرکت در تاریخ کسبوکارهای مدرن هیچ مشابهی ندارد. آنها موفق شدند تنها در عرض پانزده ماه درآمد خود را سی برابر کنند. پرش اصلی زمانی رخ داد که درآمد شرکت از نه میلیارد دلار در ژانویه سال دو هزار و بیست و پنج با یک جهش خیرهکننده در مدت چهار ماه به سی میلیارد دلار رسید. برای درک بزرگی این عدد کافی است بدانید که نرخ درآمد فعلی آنها از درآمد دوازدهماه گذشته اکثر شرکتهای حاضر در شاخص بورس اساندپی پانصد (S&P 500) بیشتر است. مجموعهای که در اوایل سال گذشته عملا درآمد خاصی نداشت، اکنون از بزرگترین غولهای اقتصادی جهان پول بیشتری میسازد.

راز موفقیت؛ تسخیر بازار سازمانهای بزرگ
راز اصلی این جهش درآمدی در تسخیر بازار سازمانهای بزرگ نهفته است. زمانی که مدیران این مجموعه در ماه فوریه، جذب سرمایه جدید خود را اعلام کردند، بیش از پانصد مشتری تجاری داشتند که هر کدام سالانه بیش از یک میلیون دلار برای استفاده از خدمات آنها هزینه میکردند. امروزه این رقم به بیش از هزار شرکت رسیده است. این یعنی تعداد مشتریان کلان آنها در کمتر از دو ماه دو برابر شده است. درآمد این شرکت به شدت بر پایهی مشتریان سازمانی استوار است و این موضوع در تضاد با پایگاه کاربری رقیب آنهاست که عمدتا از کاربران رایگان تشکیل شده و مدام در تلاش برای تبدیل این کاربران به مشتریان پولی است. درآمدهای سازمانی به شدت پایدار هستند و به مرور زمان در درون دپارتمانهای مختلف گسترش مییابند و قراردادهایشان به سهولت تمدید میشود.
محصولاتی که این رشد چشمگیر را هدایت کردهاند به وضوح مشخص هستند. پلتفرم Claude کوورک (Claude Cowork) نحوه عملکرد تیمهای حرفهای را کاملا تغییر داده است و ابزارهای برنامهنویسی آنها برای هزاران اپراتور عملا به عنوان یک مدیر اجرایی عمل میکنند. اتصال مستقیم هوش مصنوعی Claude به نرمافزار مایکروسافت ۳۶۵ (Microsoft 365) باعث شد تا ابزارهای مشابه در بازار، بسیار گرانقیمت و محدود به نظر برسند. قابلیت مهارتی این ابزار آن را از یک چتبات ساده به یک سیستم جامع کاری تبدیل کرده است. این ابزارها فراتر از یک ابزار پاسخگو عمل کرده و جایگزین فرآیندهای کاری قدیمی شدهاند. به همین دلیل است که شرکتها حاضرند سالانه مبالغ نجومی پرداخت کنند زیرا این دستیار دیجیتال توانسته به طور مستقیم جایگزین ردیفهای بودجهای و هزینههای برونسپاری در این شرکتها شود.
نبرد هزینهها؛ چرا استراتژی آنتروپیک بهینهتر است؟
در حالی که آمار درآمدها تیتر اخبار را میسازند این هزینههای آموزش مدلها هستند که برنده واقعی را مشخص میکنند. برای درک بهتر این شکاف عمیق ساختاری نگاهی به شکل زیر بیندازید:
رقیب اصلی آنتروپیک در حال حاضر چهار برابر بیشتر هزینه میکند تا مدلهایی را آموزش دهد که در نهایت درآمد کمتری تولید میکنند. این امر یک شکاف ساختاری و بنیادین است و نشاندهنده یک برتری تکنولوژیک عمیق میباشد.
بخشی از علت اینکه مدلهای این شرکت با مصرف قدرت پردازشی کمتر، عملکرد بهتری ارائه میدهند به تصمیمات مهندسی در معماری سیستمها برمیگردد. نشت کدهای منبع، ابزار برنامهنویسی آنها در ماههای گذشته فاش کرد که این سیستم دارای چهل و چهار ویژگی پنهان و بیست ویژگی منتشر نشده است. این اتفاق نشان داد که مهندسان این شرکت یک نقشه راه بسیار پیچیده و دقیق دارند که هرگز قصد انتشار عمومی آن را نداشتهاند و قدم به قدم در حال تسخیر بازار هستند.
زیرساختهای قدرتمند و توزیع همهجانبه
این شرکت همزمان با انتشار خبر عبور درآمدش از مرز ۳۰ میلیارد دلار، یک قرارداد جدید و استراتژیک با گوگل (Google) و برودکام (Broadcom) امضا کرد. این قرارداد برای تامین ظرفیت چندین گیگاواتی از پردازندههای نسل بعدی است که انتظار میرود از سال آینده وارد مدار شوند. آنها در حال سرمایهگذاریِ درآمدهای سرشار خود بر روی نسل بعدی زیرساختها هستند تا این فاصله را با رقبا حفظ کنند.
از سوی دیگر مزیت توزیع آنها در بازار بسیار گسترده و واقعی است. Claude تنها مدل پیشرو در جهان است که در هر سه پلتفرم بزرگ ابری یعنی خدمات وب آمازون (AWS)، گوگل کلاود (Google Cloud) و مایکروسافت آژور (Microsoft Azure) در دسترس است. در حالی که رقبا معمولا به یک سرویسدهنده خاص محدود شدهاند، این گستردگی شبکه توزیع به افزایش مستمر و تصاعدی درآمدهای آنها کمک شایانی میکند.
جایگزینی خدمات؛ از سئو تا حسابرسی مالی
تیمهایی که در سازمانها با این سیستم به موفقیت رسیدهاند، دقیقا همانهایی هستند که استفاده از آن را به عنوان یک موتور جستجوی ساده متوقف کردهاند. آنها یاد گرفتهاند که چگونه به درستی ابزارها را با آن بسازند و مهندسی پرامپت (Prompt Engineering) را در سطحی درک میکنند که خروجیهای کاملا متفاوتی برایشان تولید میکند.
استفاده از فرآیندهای کاری Claude برای بهینهسازی موتورهای جستجو توانسته به طور کامل جایگزین آژانسهای بازاریابی گرانقیمت شود. ادغام این هوش در نرمافزار اکسل (Excel) برای حسابرسی مدلهای مالی در چند دقیقه به عصای دست بنیانگذاران و سرمایهگذاران خطرپذیر تبدیل شده است. بهرهگیری از آن در حوزه سرمایهگذاری نیز در بیشتر فرآیندهای کاری جایگزین یک تیم تحقیقاتی کامل شده است. هر یک از این موارد در واقع جایگزین خدماتی شدهاند که شرکتها پیش از این برای آنها هزینههای گزافی پرداخت میکردند و این دقیقا همان رازی است که در پسِ قراردادهای میلیون دلاری هر مشتری نهفته است.
تغییر قواعد بازی در دنیای فناوری
رقیب نامآشنای آن با داشتن بیش از نهصد میلیون کاربر فعال هفتگی همچنان پایگاه کاربری بسیار بزرگتری در میان مردم عادی در اختیار دارد. اما ترکیب درآمدهای سازمانی بسیار مستحکمتر است. حدود هشتاد درصد از درآمد آنتروپیک از مشتریان تجاری تامین میشود در حالی که ترکیب درآمدی رقیب، اتکای بیشتری به مصرفکنندگان عادی دارد.
یک سال پیش اجماع عمومی بر این بود که شرکت سازنده چتجیپیتی با در اختیار داشتن برند قوی و شروع زودهنگام، پیشتازی غیر قابل عبوری در بازار دارد. اما رسیدن به عدد شگفتانگیز سی میلیارد دلار ثابت کرد که این اجماع کاملا اشتباه بوده است. این موفقیت بزرگ نشان میدهد که وقتی یک محصول سازمانی بهینه ساخته شود و در تمام پلتفرمهای ابری اصلی استقرار یابد، میتواند قواعد بازی را به طور کامل تغییر دهد. رهبر درآمدهای بازار تغییر کرده است و ساختار هزینهها در دو مسیر کاملا متضاد در حال حرکت هستند و باید دید این شتابگیری هیجانانگیز، دنیای فناوری را به کدام سمت هدایت خواهد کرد.
منبع: the-ai-corner


